{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
الو،
سلام مامان
دیشب خوابت را دیدم .
کنارت نشسته بودم ،
تو پته می دوختی ،
برای جهازم ،
برای خانه ی بختم.
من کنارت نشسته بودم .
نخ های رنگی را برایت سوزن می کردم (#داستانک)
دیدگاه ها (۲)

دیشب نشسته بودم رومبل و رفته بودم تو نخ خانوادم.... بابام چن...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

تو...

عرررررر

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: چهاریهو گوشیم زنگ خورد و ...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط