{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
الو،
سلام مامان
دیشب خوابت را دیدم .
کنارت نشسته بودم ،
تو پته می دوختی ،
برای جهازم ،
برای خانه ی بختم.
من کنارت نشسته بودم .
نخ های رنگی را برایت سوزن می کردم (#داستانک)
دیدگاه ها (۲)

.می خواهم بهشت را تماشا کنم ،لبه ی پنجره ای پر گل.می خواهم ب...

.وقتی که زنگ می زنی گل های قالی جوانه می زنند قد می کشند تا ...

هیچ روز خوبی در راه نیستروز خوب که در نمیزنه بیاد داخل!روز خ...

از آدمها بت نسازید، این خیانت است،هم به خودتان، هم به خودشان...

یک روز بعد از نماز صبح همانگونه که در سجاده نشسته بودم و مشغ...

پارت ۸ 🔥

Part: 2 $شوهر پولی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط