My Vampire P18

P18
ویو: جیا

بعد از اون لحظه…
بعد از دیدن لکه خون…
بعد از دیدن چشم‌های یونگی وقتی سعی کرد چیزی رو پنهان کنه…

دیگه نمی‌تونستم همون آدم قبلی باشم.
قلبم تند می‌زد.دست‌هام می‌لرزید.و مهم‌تر از هم—
وقتی به یونگی نگاه کردم،برای اولین بار…
ترسیدم!

ترسی که خودم رو هم شوکه کرد.
جیا: من…من باید برم.
یونگی یک قدم اومد جلو.خیلی آروم.اما من سه قدم رفتم عقب.چشم‌هاش یخ زد.

یونگی: جیا…؟داری ازم فاصله می‌گیری؟
لحنش آروم بود…اما پشتش یه چیزی می‌غرید.یه
چیزی شبیه خشم—نه، بدتر.وحشت از دست‌دادن.
نفس‌م برید.باید از اتاق خارج می‌شدم.
جیا: فقط… تنهام بذار.خواهش می‌کنم.
این “خواهش می‌کنم”برای یونگی از هر خنجری‌دردناک‌تر بود.چشم‌هاش یک لحظه قرمز شد.نه مثل خون‌خواری…مثل کسی که در حال فروپاشیه.
یونگی هیچ حرفی نزد.فقط نگاه کرد.اون نگاه…اون نگاه لعنتیِ درنده و زخمی…و بعد—از اتاق رفت.
بی‌صدا.اما حضورش هنوز مثل دود تو اتاق‌می‌پیچید.
و من برای اولین بار حس کردم یونگی‌خطرناک‌تر از چیزی هست که همیشه به نظر می‌رسید.



ویو: یونگی

درِ پشت‌بوم رو محکم باز کردم و واردش شدم
سرد بود.باد می‌وزید.اما من چیزی حس نمی‌کردم.
فقط صدای قلب جیا تو گوشم تکرار می‌شد
ترسیده بود… از من.
نه.نه.این نباید اتفاق می‌افتاد.
دست‌هام لرزید.چشم‌هام تار شد.کنترل…کنترل از دستم می‌رفت.
شیشه خون را درآوردم.دست‌هایم می‌لرزید و شیشه افتاد به زمین، صدا داد.

نفس‌نفس زن
یونگی: اگه ازم دور بشه…اگه منو کنار بزاره…من…
نابود می‌شم.
شیشه را برداشتم.درش رو کندم.این‌بار جرعه نبود—
تقریباً نصفش رو سر کشیدم.
چشم‌هام سوزش گرفت.رگ‌هام دردکردند.دندان‌هام خودبه‌خود تیز شدن.
عشق؟نه.این از عشق گذشته بود.
این وسواس بود.اعتیاد بود.جنون بود.و هر قطره خون،به‌جای اینکه آرومم کنه…فقط تشنگی‌مو بیشتر می‌کرد.
لب زدم
یونگی: جیا…نرو.تو حق نداری از من دور شی.باد سردتر شد.
اما مغزم فقط یک چیز رو تکرار می‌کرد—
اگه ازم بترسی… پس بیشتر باید مراقبت باشم.
حتی اگه مجبور بشم از دور نگاهت کنم.
حتی اگه مجبور بشم هرکس نزدیکت شد رو…بکشم!!
چشم‌هام کاملاً سرخ شدند.
یونگی: تو نمی‌فهمی جیا…من بدون توهیـــچی نیستم
دیدگاه ها (۱)

My Vampire P19

My Vampire P20

مهم مهم

My Vampire P17

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر مهم ۳

My Vampire p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط