{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من است

این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من است
کِی دل او سوزد از داغی که بر جان من است؟"*
هی نپرس از من چرا سنگین تنفس می کنی
این تنفس ها نشان از داغ پنهان من است
جا برای یک نفس هم نیست بر خوان دلم
چون که مهمانی نشسته بر سر خوان من است
دوست تر از جان خود دارم که بعد از رفتنش
این غم عشق است که در سینه مهمان من است
میزبان این غمم تا روز محشر بی گمان
عهد با او بستم و این مُهر پیمان من است
آری، آری، تا ابد من مانم و این داغ عشق
این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من است
دیدگاه ها (۱)

در دل ابر نگهداری باران سخت است

"فکر نکن خاطره هاتُ به گذشته ها سپردمفکر نکن عشق قدیمُ توی خ...

صیاد طوفان صید کرده نوگلم رامن ماندم و این قلب پر از شور و غ...

چه غَریبانه دِلَممیلِ تو دارد

حالِ مرا بعد تو تعریفی نیست! دلی به وسعت ایران برای وداع با ...

چقدر خالی شده جات!! بمیرم برا عکسات😭💔دلی به وسعت ایران برای ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط