پارت چهاردهم ( راز زندگی)😍
پارت چهاردهم ( راز زندگی)😍
میتسو: تهیونگ
تهیونگ : بله
میتسو : میگما اگه بچه دار بشیم دوست داری دختر باشه با پسر؟
تهیونگ: ام من دوتاشو دوست دارم برام فرق نداره فقط یه زره دختر دوست دارم
.......... دوست دارم زود تر این اتفاق پیش بیاد
میتسو: تهیونگ الان نه آماده نیستم
تهیونگ : چرا من باید به حرف تو گوش بدم؟
میتسو: تهیونگ ما هنوز ازدواج نکردم
تهیونگ: وایییییی
میتسو لبش رو گذاشت رو لب تهیونگ و شروع کرد به بوسیدنش
...........................
یک ماه بعد .....
میتسو تو خونه نشسته بود که گوشیش زنگ خورد تهیونگ بود
میتسو: سلام عشقم
تهیونگ: سلام بیب فردا موقع عروسیمونه میام دنبالت بریم لباس عروس و کت و شلوار برای خودم بخرم
میتسو: باشه زود بیا
میتسو گوشی قطع کرد
میتسو رفت لباس هاشو پوشید و موهاشو مدل داد و آرایش کرد و منتظر تهیونگ بود که رسید در خونه زنگ خورد
میتسو در باز کرد و پرید تو بغل تهیونگ
بعد تو ماشین نشستن
تهیونگ : چقد خوشگل شدی
میتسو: من بدون آرایش زشتم؟
تهیونگ: نه نه اصلا تو خوشگلترین دختری
میتسو: حالا شد
حرکت کردن و رسیدن یه جای بزرگ که پر از چیزای عروسی بود و لباس های عروسی رفتن داخل میتسو نگای لباسا میکرد و تهیونگ هم نظر میداد که میتسو چشمش میخوره به یه لباس خیلی خوشگل با اینکه قیمتش خیلی زیاد بود ولی تهیونگ خیلی پولدار بود
میتسو: عشقم من از این خوشم اومده تو خوشت میاد
تهیونگ: اره خیلی خوشگله می خریمش
میتسو: ولی تهیونگ خیلی گرونه
تهیونگ : میتسو بار آخرت باشه اینو میگی من پولدارم میتونم برات بخرم
میتسو: مرسی
و رفتن سراغ لباس تهیونگ ..............
میتسو: تهیونگ
تهیونگ : بله
میتسو : میگما اگه بچه دار بشیم دوست داری دختر باشه با پسر؟
تهیونگ: ام من دوتاشو دوست دارم برام فرق نداره فقط یه زره دختر دوست دارم
.......... دوست دارم زود تر این اتفاق پیش بیاد
میتسو: تهیونگ الان نه آماده نیستم
تهیونگ : چرا من باید به حرف تو گوش بدم؟
میتسو: تهیونگ ما هنوز ازدواج نکردم
تهیونگ: وایییییی
میتسو لبش رو گذاشت رو لب تهیونگ و شروع کرد به بوسیدنش
...........................
یک ماه بعد .....
میتسو تو خونه نشسته بود که گوشیش زنگ خورد تهیونگ بود
میتسو: سلام عشقم
تهیونگ: سلام بیب فردا موقع عروسیمونه میام دنبالت بریم لباس عروس و کت و شلوار برای خودم بخرم
میتسو: باشه زود بیا
میتسو گوشی قطع کرد
میتسو رفت لباس هاشو پوشید و موهاشو مدل داد و آرایش کرد و منتظر تهیونگ بود که رسید در خونه زنگ خورد
میتسو در باز کرد و پرید تو بغل تهیونگ
بعد تو ماشین نشستن
تهیونگ : چقد خوشگل شدی
میتسو: من بدون آرایش زشتم؟
تهیونگ: نه نه اصلا تو خوشگلترین دختری
میتسو: حالا شد
حرکت کردن و رسیدن یه جای بزرگ که پر از چیزای عروسی بود و لباس های عروسی رفتن داخل میتسو نگای لباسا میکرد و تهیونگ هم نظر میداد که میتسو چشمش میخوره به یه لباس خیلی خوشگل با اینکه قیمتش خیلی زیاد بود ولی تهیونگ خیلی پولدار بود
میتسو: عشقم من از این خوشم اومده تو خوشت میاد
تهیونگ: اره خیلی خوشگله می خریمش
میتسو: ولی تهیونگ خیلی گرونه
تهیونگ : میتسو بار آخرت باشه اینو میگی من پولدارم میتونم برات بخرم
میتسو: مرسی
و رفتن سراغ لباس تهیونگ ..............
- ۴.۱k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط