~سناریو~
~سناریو~
وقتی بغض کردی ولی سیع میکردی مخفیش کنی
نامجون: ات..چیزی شده ؟
ات: ن..نه چطور؟( لبخند فیک)
نامجون اومد سمتت و محکم بغلت کرد
نامجون: لازم نیس انقدر خودتو قوی نشون بدی
جین:ات ببینمت
ات: ( سرتو آوردی بالا)
جین: هندسام من چرا..بغض کردی؟
جیهوپ:( زود متوجه میشه و هرکاری میکنه تا حواستو پرت کنه)
شوگا:( مثلع نامجون)
جیمین: ( متوجه بغض توی چشمات میشه و میبرتت شهر بازی تا ناراحتیتو یادت بره)
تهیونگ: چاگیاا.. چیشدع؟ کی اذیتت کرده هوم؟ بگو برم حسابشو برسم( سرتو ناز کرد)
جونگکوک: کی جرعت کرده اشکاتو دراره ؟( عصبی و بغض)
و بعدش محکم بغلت کرد
حمایت ؟
وقتی بغض کردی ولی سیع میکردی مخفیش کنی
نامجون: ات..چیزی شده ؟
ات: ن..نه چطور؟( لبخند فیک)
نامجون اومد سمتت و محکم بغلت کرد
نامجون: لازم نیس انقدر خودتو قوی نشون بدی
جین:ات ببینمت
ات: ( سرتو آوردی بالا)
جین: هندسام من چرا..بغض کردی؟
جیهوپ:( زود متوجه میشه و هرکاری میکنه تا حواستو پرت کنه)
شوگا:( مثلع نامجون)
جیمین: ( متوجه بغض توی چشمات میشه و میبرتت شهر بازی تا ناراحتیتو یادت بره)
تهیونگ: چاگیاا.. چیشدع؟ کی اذیتت کرده هوم؟ بگو برم حسابشو برسم( سرتو ناز کرد)
جونگکوک: کی جرعت کرده اشکاتو دراره ؟( عصبی و بغض)
و بعدش محکم بغلت کرد
حمایت ؟
- ۷۴۹
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط