وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی
وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی
پپارت ۵
شروع :
ته . یعنی چی که تو ریه اش تمور داره ( با داد که تو کل خونه پیچید)
در اتاق ته رو زدن
ته. بیا تو
هم ات هم سلین و هم جونیور
ات. اتفاقی افتاده
سلین . کی سرطان معده داره
جونیور. اسکل تومور ریه
سلین . حالا همون
ات. بچه از اتاق برید بیرون من پدرتون میخوایم حرف بزنیم دم در فالگوش وانستید
سلین جونیور . باشه
سلین . گاو بریم پاسور بازی
جونیور. بریم میمون
ویو ته
ات. چیشد کی تو ریه اش تمور داره داره
ته . سلین
ات . چی اما این چطور ممکنه
ته . باید عمل شه که شانس عمل ۵۰ به ۵۰ هست یا ۶ ماه دیگه میمیره
ته . عمل میشه اما نه با دکترای بیمارستان با بهترین دکترا
ات. کیه
ته . فردا
ات. کیه بهش میگی قرار عمل بشه
ته . بهش میگم قرار عمل بشه اما قرار نیست بفهمه تومور داره
ات. اون الان میفهمه دیگه
ته رفت پایین تو حال سلین جونیور داشتن پاسور بازی میکردن
ته. سلین
سلین. بله بابا
ته . فردا قرار بری اتاق عمل هیچ اعتراضی هم نداریم
سلین. باشه
ات. بچه ها وقت خوابه فردا باید زود بلند شید
ویو سلین صبح که بیدار شدم دیدم تو هوام توی بغل بابام بودم من گذاشت روی تخت اتاق بیمارستان
سلین. بابا ( خوابالو)
ته. جانم دخترم
سلین .ما کجاییم
ته . بیمارستان
پرستار . کیم سلین
ته. بله ایشون کیم سلین
سلین بردن اتاق عمل
اتو وته و جونیور منتظر سلین بودن
هفت ساعت بعد
ساعت یک ظهر
دکتر . آقای کیم متاسفانه رفتن تو کما و تومور در اومده
سه روز بعد
الان سه روز که سلین تو کما
ویو سلین بیدار شدم اما چشام بستم ببنیم بابام چی میگه
ته. اگ برگردی هرکاری برات میکنم قول میدم برات ۱۰ تا عروسک بزرگ خوراکی میخرم و شهربازی
سلین. ۱۰ تا عروسک دیگه با خوراکی با شهر بازی مرسی بابایی
ته. پرنسس خودتی چشات باز یا دارم خواب میبینم
سلین . آره خودمم بابایی
ته. نه خواب نیست
سلین. بابا این دستگاه اکسیژن خیلی خفه کنند دکتر اومد ماسک رو برداشت روی صورت سلین وسایل برداشت
دکتر. میتونید ببردیش
ته یهو سلین براید استایل بغلش کرد
سلین. بابا حرفاتو یادت نرفته دیگه
ته .معلوم که نه اما فعلا باید استراحت کنی مگرنه جوری دگه رو تخت میخوابی(منحرف نشید منظورش این بور که با سوزن بی حسی )
سلین. من نمیخوام استراحت کنم( هنوز نفهمیده که قرار پاهاش بی حس کن اگه ین راه انتخاب کنه)
ته . انتخاب خودت که دوست داری یک هفته استفاده نکنی
سلین. چی گزینه که من انتخاب میکننم هیچ کدومه رسیدن خونه سلین میخواست فرار کنه تو اتاقش در قفل کن که ته سریع انداختنش پشت کولش رفت تو اتاق سلین گذاشت روی تخت با یک دست دستا سلین گرفت با آن دست پای سلین گرفت
ته. برای بار آخر میپرسم یک یا دو
سلین. هیچکدوم تو حتی نمیتونی پاهام بی حس کنی
ته. خواهی دید
ته . جک
جک. بله ارباب
ته .دو سوزن ها رد کن بیاد ۱۶۸ ساعت ها( همو یک هفته)
سلین. چی
ته. پرنسس خودت مجبورم کردی اینکار بکنم
سلین. نه غلط کردم ( آره سوزنی که می زنی خیلی درد داره)
ته . استراحت میکنی یا این راه رو دوست داری عروسک
سلین. باشه استراحت میکنم. ولی میشه فعلا نری بیرون میخوام تو بغلت بخوابم
ته. باشه گربه کوچولو من بیا اینجا ببینم
سلین براید استایل بغل ته نشست خودشو فرو کرد تو بغل ته، ته پتو برداشت انداخت رو سلین
سلین . بابا دوست دارم
ته . منم دوست دارم پرنسس
پایان
پپارت ۵
شروع :
ته . یعنی چی که تو ریه اش تمور داره ( با داد که تو کل خونه پیچید)
در اتاق ته رو زدن
ته. بیا تو
هم ات هم سلین و هم جونیور
ات. اتفاقی افتاده
سلین . کی سرطان معده داره
جونیور. اسکل تومور ریه
سلین . حالا همون
ات. بچه از اتاق برید بیرون من پدرتون میخوایم حرف بزنیم دم در فالگوش وانستید
سلین جونیور . باشه
سلین . گاو بریم پاسور بازی
جونیور. بریم میمون
ویو ته
ات. چیشد کی تو ریه اش تمور داره داره
ته . سلین
ات . چی اما این چطور ممکنه
ته . باید عمل شه که شانس عمل ۵۰ به ۵۰ هست یا ۶ ماه دیگه میمیره
ته . عمل میشه اما نه با دکترای بیمارستان با بهترین دکترا
ات. کیه
ته . فردا
ات. کیه بهش میگی قرار عمل بشه
ته . بهش میگم قرار عمل بشه اما قرار نیست بفهمه تومور داره
ات. اون الان میفهمه دیگه
ته رفت پایین تو حال سلین جونیور داشتن پاسور بازی میکردن
ته. سلین
سلین. بله بابا
ته . فردا قرار بری اتاق عمل هیچ اعتراضی هم نداریم
سلین. باشه
ات. بچه ها وقت خوابه فردا باید زود بلند شید
ویو سلین صبح که بیدار شدم دیدم تو هوام توی بغل بابام بودم من گذاشت روی تخت اتاق بیمارستان
سلین. بابا ( خوابالو)
ته. جانم دخترم
سلین .ما کجاییم
ته . بیمارستان
پرستار . کیم سلین
ته. بله ایشون کیم سلین
سلین بردن اتاق عمل
اتو وته و جونیور منتظر سلین بودن
هفت ساعت بعد
ساعت یک ظهر
دکتر . آقای کیم متاسفانه رفتن تو کما و تومور در اومده
سه روز بعد
الان سه روز که سلین تو کما
ویو سلین بیدار شدم اما چشام بستم ببنیم بابام چی میگه
ته. اگ برگردی هرکاری برات میکنم قول میدم برات ۱۰ تا عروسک بزرگ خوراکی میخرم و شهربازی
سلین. ۱۰ تا عروسک دیگه با خوراکی با شهر بازی مرسی بابایی
ته. پرنسس خودتی چشات باز یا دارم خواب میبینم
سلین . آره خودمم بابایی
ته. نه خواب نیست
سلین. بابا این دستگاه اکسیژن خیلی خفه کنند دکتر اومد ماسک رو برداشت روی صورت سلین وسایل برداشت
دکتر. میتونید ببردیش
ته یهو سلین براید استایل بغلش کرد
سلین. بابا حرفاتو یادت نرفته دیگه
ته .معلوم که نه اما فعلا باید استراحت کنی مگرنه جوری دگه رو تخت میخوابی(منحرف نشید منظورش این بور که با سوزن بی حسی )
سلین. من نمیخوام استراحت کنم( هنوز نفهمیده که قرار پاهاش بی حس کن اگه ین راه انتخاب کنه)
ته . انتخاب خودت که دوست داری یک هفته استفاده نکنی
سلین. چی گزینه که من انتخاب میکننم هیچ کدومه رسیدن خونه سلین میخواست فرار کنه تو اتاقش در قفل کن که ته سریع انداختنش پشت کولش رفت تو اتاق سلین گذاشت روی تخت با یک دست دستا سلین گرفت با آن دست پای سلین گرفت
ته. برای بار آخر میپرسم یک یا دو
سلین. هیچکدوم تو حتی نمیتونی پاهام بی حس کنی
ته. خواهی دید
ته . جک
جک. بله ارباب
ته .دو سوزن ها رد کن بیاد ۱۶۸ ساعت ها( همو یک هفته)
سلین. چی
ته. پرنسس خودت مجبورم کردی اینکار بکنم
سلین. نه غلط کردم ( آره سوزنی که می زنی خیلی درد داره)
ته . استراحت میکنی یا این راه رو دوست داری عروسک
سلین. باشه استراحت میکنم. ولی میشه فعلا نری بیرون میخوام تو بغلت بخوابم
ته. باشه گربه کوچولو من بیا اینجا ببینم
سلین براید استایل بغل ته نشست خودشو فرو کرد تو بغل ته، ته پتو برداشت انداخت رو سلین
سلین . بابا دوست دارم
ته . منم دوست دارم پرنسس
پایان
- ۸.۹k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط