بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
3- دختر و پسر، در دانشگاه، پارک، کافی شاپ، میهمانی یا به اصطلاح پارتی، نگاهی به هم میاندازند و از یک دیگر خوششان میآید و گمان میکنند که عاشق شدهاند! سپس اگر سالم باشند، بدون هیچ تحقیق و شناختی، فشار می آورند که با هم ازدواج کنند! اما، پس از گذشت اندک زمانی از ازدواج، متوجه می شوند که چه به لحاظ فرهنگی، چه به لحاظ اخلاقی و رفتاری و حتی چه به لحاظ ظاهر، شکل و اندام، به هیچ وجهی نمیتوانند یک دیگر را تحمل کنند!
4- موفقیت در هر امری، از جمله ازدواج و ادارۀ زندگی مشترک، که اولین و مقدس ترین کانون اجتماعی میباشد، مستلزم علم،آگاهی و البته مهارت می باشد؛ لذا آنگاه که همسران، نه تنها علم و مهارتی ندارند، بلکه هیچ تلاشی نیز برای به دست آوردن آن نمینمایند و فقط از دادههای فضای مجازی خط می گیرند، با مشکلاتی مواجه می شوند که چه بسا به طلاق نیز بیانجامد.
5- بیشتر فشار مالی در امر ازدواج، از سوی خانوادهها تحمیل میشود! خانوادۀ پسر، جهیزیه سنگینی می خواهد، در حالی پدر پسر و دختر، هرگز نتوانستند در طول عمر و زندگی مشترکشان، چنین لوازم و تجهیزاتی را فراهم کنند!
خانوادۀ دختر، ضمن مهریۀ سنگین، خانۀ ملکی، شغل مناسب، درآمد بالا، خودرو و امتیازاتی را مطالبه می کنند که خودشان از آن برخوردار نمی باشند و نمیتوانند فراهم نمایند!
پسر گفت: دختر بسیار مناسبی از خانوادۀ با شخصیت و فرهنگی را شناختیم و به خواستگاری رفتیم، پس از جلسات و موافقتها، پدر دختر گفت: ابتدا باید یک سکه برای محرمیت موقت بدهی و سپس یک چمدان شامل لباس زیر و رو، زیور آلات و لوازم آرایشی دارای برند بیاوری، مضافاً بر این که ما مراسم عقد نمیگیریم، اما تو باید تالار مجللی برای مراسم عروسی انتخاب نمایی و ...!
به اوگفتم که به آنها بگوید:با کمال احترام، من توان انجام این دستور العملها را ندارم، لذا از ازدواج با دختر شما منصرف شدم! و به پسر گفتم: اگر بپذیری، نه تنها خود و خانواده را به زحمت می اندازی، بلکه در زندگی به خواری و خفّت میافتی و ازدواجت منجر به طلاقی می شود که حتی نمیتوانی مهریه را بدهی و کارت به زندان نیز کشیده می شود!(پایان)
پاسخ قسمت سوم :
3- دختر و پسر، در دانشگاه، پارک، کافی شاپ، میهمانی یا به اصطلاح پارتی، نگاهی به هم میاندازند و از یک دیگر خوششان میآید و گمان میکنند که عاشق شدهاند! سپس اگر سالم باشند، بدون هیچ تحقیق و شناختی، فشار می آورند که با هم ازدواج کنند! اما، پس از گذشت اندک زمانی از ازدواج، متوجه می شوند که چه به لحاظ فرهنگی، چه به لحاظ اخلاقی و رفتاری و حتی چه به لحاظ ظاهر، شکل و اندام، به هیچ وجهی نمیتوانند یک دیگر را تحمل کنند!
4- موفقیت در هر امری، از جمله ازدواج و ادارۀ زندگی مشترک، که اولین و مقدس ترین کانون اجتماعی میباشد، مستلزم علم،آگاهی و البته مهارت می باشد؛ لذا آنگاه که همسران، نه تنها علم و مهارتی ندارند، بلکه هیچ تلاشی نیز برای به دست آوردن آن نمینمایند و فقط از دادههای فضای مجازی خط می گیرند، با مشکلاتی مواجه می شوند که چه بسا به طلاق نیز بیانجامد.
5- بیشتر فشار مالی در امر ازدواج، از سوی خانوادهها تحمیل میشود! خانوادۀ پسر، جهیزیه سنگینی می خواهد، در حالی پدر پسر و دختر، هرگز نتوانستند در طول عمر و زندگی مشترکشان، چنین لوازم و تجهیزاتی را فراهم کنند!
خانوادۀ دختر، ضمن مهریۀ سنگین، خانۀ ملکی، شغل مناسب، درآمد بالا، خودرو و امتیازاتی را مطالبه می کنند که خودشان از آن برخوردار نمی باشند و نمیتوانند فراهم نمایند!
پسر گفت: دختر بسیار مناسبی از خانوادۀ با شخصیت و فرهنگی را شناختیم و به خواستگاری رفتیم، پس از جلسات و موافقتها، پدر دختر گفت: ابتدا باید یک سکه برای محرمیت موقت بدهی و سپس یک چمدان شامل لباس زیر و رو، زیور آلات و لوازم آرایشی دارای برند بیاوری، مضافاً بر این که ما مراسم عقد نمیگیریم، اما تو باید تالار مجللی برای مراسم عروسی انتخاب نمایی و ...!
به اوگفتم که به آنها بگوید:با کمال احترام، من توان انجام این دستور العملها را ندارم، لذا از ازدواج با دختر شما منصرف شدم! و به پسر گفتم: اگر بپذیری، نه تنها خود و خانواده را به زحمت می اندازی، بلکه در زندگی به خواری و خفّت میافتی و ازدواجت منجر به طلاقی می شود که حتی نمیتوانی مهریه را بدهی و کارت به زندان نیز کشیده می شود!(پایان)
- ۳۴۱
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط