{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم در ورطه شعر و غزل بکنم مجذوبش

خواستم در ورطه شعر و غزل بکنم مجذوبش

گفت این وزن و عروض تو به صدنار نیارزد!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

بغضی‌ست به گلو ز دلبرم جا ماندهعشقم که نگفت، مرا برادر خواند...

در خواب سنگین می‌رود دستان من این روزهاشاید که دستان تو را د...

دنیا همه اش مال شما شاد بخندیدما چشم از این عالم بی قافیه بس...

همه آفرین گفتند بر شعر "علی‌چپ" گونه‌امدوستان، طعنه بر در زد...

#من کجا و #غزل و #قافیه و #شعر کجا !"این تو #بودی که شدی باع...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو سرودن مرا ک...

از جام شرابت جانان شدماز عشق نابت بی جان شدم شاعر نبودم و ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط