{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها ترین تنها منم

تنها ترین تنها منم
سرگشته و رسوا منم
آه ای فلک ای آسمان
تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا
آه ای خدای مهربان
عشق تو خوابی بود و بس
نقش سرابی بود و بس
این آمدن این رفتنم
رنج و عذابی بود و بس
ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد دو چشم سیاهی
قبله گاه من و روی نمازم
تو ای ساغر هستی، به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی
دیدگاه ها (۱)

"گاهی" دلم می خواهد,میان تاریکی شب "همه چیز" را بگذارم؛آ...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻢﺑﺎ ﺧﯿﺎﻟﯽ ؛ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﺎﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ...

ﺳــَﺮ ﺑﻪ ﻫــَﻮﺍ ﻧﯿﺴﺘـﻢ ﻫﺎ ؛ﺍﻣــﺎ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸــﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤـﺎﻥ ﺩﺍﺭ...

من ازآغازشب تامرزصبح، باآیه های عشق درخلوت، توراباشعرمی خوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط