{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر کسی را نتوان گفت که حال دل ماست

هر کسی را نتوان گفت که حال دل ماست
غمِ دل با که توان گفت، که در دیدهٔ ماست
۱۴٠۵/۳/۱۶
دیدگاه ها (۰)

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

مرا از چشم‌ها انداخت خوبی های بی‌‌حَدم که دل را می‌زند چیزی ...

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر تو کس ...

با مردم بی غـم نتوان گفت غم دل"💔

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط