{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر کسی را نتوان گفت که حال دل ماست

هر کسی را نتوان گفت که حال دل ماست
غمِ دل با که توان گفت، که در دیدهٔ ماست
۱۴٠۵/۳/۱۶
دیدگاه ها (۲)

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

مرا از چشم‌ها انداخت خوبی های بی‌‌حَدم که دل را می‌زند چیزی ...

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر تو کس ...

توان گذشت ز هر آرزو ولی هرگزز دل به در نتوان کرد انتقام تو ر...

توان گذشت ز هر آرزو ولی هرگزز دل به در نتوان کرد انتقام تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط