یکی از فانتزیام اینه عشقم که منو تنها گذاشت کارش گیر یه ش
یکی از فانتزیام اینه عشقم که منو تنها گذاشت کارش گیر یه شرکت بشه اما کارشو راه نندازن اونم با عصبانیت داد بزنه مدیر این شرکت کیه و در اتاق مدیر و با عصبانیت بازکنه اونوقت منو ببینه اشک تو چشاش حلقه بزنه ولی من محلش نزارم و کارشو انجام بدم هی بخواد باهام حرف بزنه اما من محل ندم
- ۹۸۱
- ۲۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط