{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب که دگر بار به میخانه نشستم

دیشب که دگر بار به میخانه نشستم
با یادِ لبت توبه دیرین بشکستم

دیدم رخ زیبای تو در جام بلورین
ناخورده شراب از رخ گلگون تو مستم

لغزید یکی قطره اشکم ز دو دیده
افتاد به جامی که به کف بود و به دستم

تصویر به هم ریخت، رخ از دیده نهان شد
چشم از می و از ساقی و از جام ببستم

خون شد ز فراغت دل بیچاره مهدا
زین روی به میخانه شدم، باده پرستم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

"پرواز را به خاطر بسپار..."تو درست می‌گفتی فروغ پرنده مُردنی...

دیشب که دگر بار به میخانه نشستمبا یادِ لبت توبه دیرین بشکستم...

در کوچه علی چپ منزل گزیدی و منفهمیدم گاهی سخت است دو دوتا چا...

گرچه نظربازی حرام کرد شیخ شهرولی چشم مکارم دور چه زیبا شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط