: ای پیش پرواز کبوترهای زخمی.

: ای پیش پرواز کبوترهای زخمی.
بابای مفقودالاثر، بابای زخمی.
تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی.
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی.
توی کتابم هر چه بابا آب می داد.
مادر نشان عکس توی قاب می داد.
من بیست سالم شد، هنوزم تویه قابی.
خوب یه تکانی لااقل مرد حسابی.
یکبار هم از گیر و دار قاب رد شو،
از سیم خاردار قاب رد شو.
برگرد تنها یک بغل بابای من باش.
ها... یک بغل تنها جای من باش.
ای دست هایت آرزوی دست هایم.
ناز و ادایم مانده روی دستایم.
شاید تو هم شرمنده یک مشت خاکی.
یک مشت خاک بی نشان و بی پلاکی.
عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است.
یک چفیه یا یک ساک هم باشی قبول است.
آخه، امشب عروسی می کنم جای تو خالی.
پای قواله، جای امضای تو خالیست.
ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش.
یک بار هم بابا معلم الاثر باش
#شیعه
دیدگاه ها (۶)

صدای شلیک

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

میبخشی پارت ۴

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

رمان جونگکوک

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط