پارت دوازده
پارت دوازده
)همون طور که قول دادم شینکال صفحه ی بعده)
عمارت
ویو جیمین
داشتم دنبال لاوین می دویدم
این فسقلی خیلی سریع میدوه
یهو صدای زنگ در اومد
درو باز کردن
یونگی بود
بغلم کرد
یونگی:سلام چیمچیم
جیمین:سلام هیونگ(لبخند کوچیک و گرم)
بیا تو
لاوین به محض اینکه یونگی رو دید پرید بغلش
جیمین:لاوین آروم بااااششششش
لاوین داشت با سر میرفت تو زمین که نامجون گرفتش
نامجون:خوبی لاوین؟
یونگی با کمال ناباوری داشت به نامجون نگاه میکرد
یونگی:نامجون؟
نامجون:هیونگ؟
جیمین:شما همو میشناسید؟
ویو یونگی
لاوین داشت با سرعت میدوید که یهو یکی گرفتش
قیافش برام آشنا بود
صبر کن ... اون نامجونه
یونگی:نامجون؟
نامجون:هیونگ؟
جیمین:شما همو میشناسید؟
یونگی:داستانش خیلی خیلی طولانیه
لاوین:اینجا چخبره؟😑
)همون طور که قول دادم شینکال صفحه ی بعده)
عمارت
ویو جیمین
داشتم دنبال لاوین می دویدم
این فسقلی خیلی سریع میدوه
یهو صدای زنگ در اومد
درو باز کردن
یونگی بود
بغلم کرد
یونگی:سلام چیمچیم
جیمین:سلام هیونگ(لبخند کوچیک و گرم)
بیا تو
لاوین به محض اینکه یونگی رو دید پرید بغلش
جیمین:لاوین آروم بااااششششش
لاوین داشت با سر میرفت تو زمین که نامجون گرفتش
نامجون:خوبی لاوین؟
یونگی با کمال ناباوری داشت به نامجون نگاه میکرد
یونگی:نامجون؟
نامجون:هیونگ؟
جیمین:شما همو میشناسید؟
ویو یونگی
لاوین داشت با سرعت میدوید که یهو یکی گرفتش
قیافش برام آشنا بود
صبر کن ... اون نامجونه
یونگی:نامجون؟
نامجون:هیونگ؟
جیمین:شما همو میشناسید؟
یونگی:داستانش خیلی خیلی طولانیه
لاوین:اینجا چخبره؟😑
- ۵۷
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط