{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳۳
کوک: چرا رفتی حموم مگه بهت نگفتم نباید اب بخوره بهت چرا اینکارو میکنی مگه از جونت سیر شدی(با داد بلند)
تهیونگ: کوک اروم اینجوری چیزی درست نمیشه
اما کوک همینجوری سر لیسا داد میزد اما لیسا فقط سرش پایین بود و شکه بود در اخر کوک دستی به موهاش کشید و درست روبه روی لیسا وایسا
کوک: چرا به حرفم گوش ندادی (اروم) لیسا بعد از چند دقیقه سکوت حرف زد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۴لیسا: کسی که ..... بهم ........تیر زد.........(با لکن...

پارت ۳۷دکتر: سلام مشکلی برای خانم پارک پیش اومده؟کوک: بله بف...

پارت ۳۲جین: کوک چیشده چرا داد و بیداد میکنی؟کوک: لیسا رفته ح...

پارت ۳۱پرش پیش بقیه اعضا:کوک: رسیدیم خونه وسایل هارو گذاشتیم...

"سرنوشت "p,13...با صدای لرزون روبه ته گفتم ......ا/ت : ت..ته...

آزادترین تقدیر

دو رگه عشق پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط