kimiya73
۲۶۰
پسند
بر زبان جاری نشد شوری که در جان داشتم
بر زبان جاری نشد شوری که در جان داشتم
ور نه با تو گفتنی های فراوان داشتم
بیتو از ناگفتنی هایی که در دل مانده بود
کوه دردی بودم و سر در گریبان داشتم
دانلود
۸۷۰
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (
۲۷
)
هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خستهتر دارم ز توبر بساط...
در زندگیم کاش غروری نداشتماری منی که طاقت دوری نداشتمشرمن...
زنها عجیبند...از گلدان، گل میسازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...
ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...
شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز تو از کدام دیاری به من بگو،...
خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...
آخرین امیداین دستهای خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...
وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...
پاییز که میرسد، انگار کسی در دوردستها آهنگ دلتنگیاش را بر...
Part:6🐣سونا به همراه نامجون وارد اتاق او شد نامجون چراغ هار...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین