{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر زبان جاری نشد شوری که در جان داشتم

بر زبان جاری نشد شوری که در جان داشتم

ور نه با تو گفتنی های فراوان داشتم

بی‌تو از ناگفتنی هایی که در دل مانده بود

کوه دردی بودم و سر در گریبان داشتم
دیدگاه ها (۲۷)

⁨⁨⁨در زندگیم کاش غروری نداشتماری منی که طاقت دوری نداشتمشرمن...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط