{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست درحلقه آن زلف دوتا نتوان کرد _

دست درحلقه آن زلف دوتا نتوان کرد _
تکیه برعهد تو و باد صبا نتــوان کرد _
نظــر پاک تواند رخ جــــانـان دیــدن _
که درآیینه نظرجز به صفا نتوان کرد.
دیدگاه ها (۱)

سلام. از اون شراب فروش تا بقال تا اون عارف بالله همه و همه د...

پای سگ بوسید مجنون خلق گفتند از چه بود - گفت این سگ گاهگاهی ...

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: اول من یدخل الجنه شهید. ...

نظر شما چیست؟ نگاه به نامحرم و اجازه لمس بدن توسط زن نامحرم...

پارت ۳۳ان شب وقتی کاکاشی برگشت خانه، هیچی حس خوبی نمیداد. خا...

پارت ۴۰بعد از اینکه وارد سالن شدند، اوبیتو سعی کرد دنبال اشن...

مافیایه عشق P:32هان با سردرد بدی بیدار شد خواست دستش رو بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط