{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تماشای خودم بودم‌ودیدم ،که چه بی رحمانه

به تماشای خودم بودم‌ودیدم ،که چه بی رحمانه
تنهاست و به ناچار قوی....

#ستاره_میم


از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیت نگاه کرد؛ گفت میبینی؟ لباس هایی هستند که راه می‌روند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، می‌میرند؛ کمتر لباسی آن بیرون هست که درونش ‹انسان› باشد؛ به راستی که دنیا رختکنِ بزرگیست.


#دلنوشته_شخصی_دخترونه_سیاه_سفید


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

< از پنجره به پیاده رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت : می ب...

از پنجره، به پیاده روی مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت: می‌بینی،...

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

...کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد...

از پنجره به پیاده‌روی مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی،...

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط