دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی
تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
با دست خودش داده اناری به یتیمی
حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه، چه قران کریمی
در خانهء زهرا همه معراج نشینند
آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی
ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم
می سوخت حریم دل مولا چه حریمی
آتش مزن آتش در و دیوار دلش را
جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی
دیدگاه ها (۳)

🕊 دارد دل و دین می برد از شهر شمیمیافتاده نخ چادر او دست نسی...

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمیافتاده نخ چادر او دست نسیمی...

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمیافتاده نخ چادر او دست نسیمی...

شاعر: سیدحمیدرضا برقعی 👎دارد دل و دین می برد از شهر شمیمیافت...

دارد دل و دین می‌برد از شهر شمیمیافتاده نخ چادر او دست نسیمی...

ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدممی سوخت حریم دل مولا چه حریم...

. دارد دل و دین می‌برد از شهر، شمیمیافتاده نخ چادر او دست نس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط