{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P19🍯

P19🍯






-دیگه شمکت درد نمیکنه؟
&نه
-بدنت چی
&یه ذره
-زود خوب میشی
&اوم
-خوب صبحونه چی میخوری؟
& نمی‌دونم فکر نمیکنم بتونم بیام پایین
-عا اره حق با توعه پس میخوای برات چی بیارم؟
& فرقی نمیکنه
-باشه پس من برات پنکیک مورد علاقتو درست میکنم و زود میام
&باشه ممنونم
-خواهش میکنم






کمی بعد//






-لارا
&بله
-بیا
& ممنونم بابا
-خواهش میکنم{موهاشو اروم از رو صورتش میزنه کنار و اونارو به صورت گوجه جمع میکنه و با کش میبنده}
&مرسی بابا
-{از کیوتیش خندش میگیره}
&چیشد
-خیلی کیوت شدی
&{برای اولین بار بعد از مدت ها از ته دل لبخند زیبایی زد}
-{از لبخندش تعجب کرد و از زیباییش خیره موند} لارا؟
&بله
-تو...تو...تو خندیدی
&خوب اره
-بعد از مدت ها
&عا.....خوب فکر کنم اره
-{میخنده} خوبه خوب غذاتو بخور سرد شد
&چشم
-خوب من دیگه میرم کمپانی کاری نداری
&نه خداحافظ
-خداحافظ مراقب خودت باش{موهاشو نوازشی میکنه و میره}
دیدگاه ها (۲)

P20🍯لارا«بابا وقتی من مریض بودم خیلی باهام مهربون بود اما وق...

P2۱🍯لارا«چونکه میتونستم راه برم به بابام گفتم که خودم میام پ...

P18🍯-لارا لارا بلند شو{اروم تکونش میده}&بابا{گیج}-بلند شو با...

P17🍯جیمین« تقریبا دیگه صبح شده بود ساعت پنج صبح بود من از دی...

اشتباه من

بابا؟ p4ویو نامجون دیدم کوک زنگ زده یادم آمد گفته بود لارا ر...

love with color blue p11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط