بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
دشمنیها کرد با من در مقام دوستی
کوه پا بر جا گمان میکردمش دردا که بود
از حبابی سست بنیانتر اساس دوستی
بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را
جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی
جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند
کور بادا دیده حق ناشناس دوستی
دشمن خویشی رهی کز دوستداران دوروی
دشمنی میبینی و خاموشی به پاس دوستی
رهی معیری
دشمنیها کرد با من در مقام دوستی
کوه پا بر جا گمان میکردمش دردا که بود
از حبابی سست بنیانتر اساس دوستی
بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را
جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی
جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند
کور بادا دیده حق ناشناس دوستی
دشمن خویشی رهی کز دوستداران دوروی
دشمنی میبینی و خاموشی به پاس دوستی
رهی معیری
- ۲.۹k
- ۲۸ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط