با پشت انگشتانش نرم گونه هایش را نوازش کرد

با پشت انگشتانش نرم گونه هایش را نوازش کرد
_الان نوبت منه
+نوبت چی؟
_از زیبایی هایت بگویم
پسر بزرگتر پوزخنده ای زد
+بگو
_زیبایی چشمانت
زیبایی صورتت
زیبایی وجودت
میتوانم بگویم حتی نفس کشیدنت هم زیباس
دیدگاه ها (۲)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

ابلیس

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

چند پارتی بازی ممنوع

تصادف با ماشین باجی.

ابلیس

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

{محکوم به لمس } part ۱۱ 杂交种 ناخ‌ودآگاه بدن دختر لرزید از تم...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط