برو! دشت را قدم بزن، جنگل را لمس کن، کوهستان را نفس بکش،
برو! دشت را قدم بزن، جنگل را لمس کن، کوهستان را نفس بکش، با دریا عاشقی کن، از ته دل بخند و شادمان باش، اما هر کجای راه، زبانم لال! دلت را غم گرفت، روزگارت تاریک شد، و هوایت به شب رسید، به کویر من برگرد، تا دانه به دانه ستارههای آسمان را، پیشکش چشمهای مهربانت کنم …
- ۲.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط