{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بو

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود،لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:“بسم الله الرحمن الرحیم”از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خدارو شکر یکی دیگه اومد زد!
دیدگاه ها (۶)

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻇﻬﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭ ﮔﺸﻨﻪ ﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎ...

ﯾﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪﯼ ﺗﻮﻧﺴﺘﻦ ﺑﺎ ﻟﺐ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻪﻣﺪﺕ 46 ﺳﺎﻋﺖ ﻭ 28 ﺩ...

سلامتی مردی که از سرکار برگشت دید همسرش خوابه تلویزیون رو خا...

به مامانم میگم: دشمنت کیه تا بزنم چشماشو درارم برات؟گفت:دشمن...

I'm not jealous part 19اون جونگکوک بود دو تا دختر و پسر دیگه...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[۱۷]تا اینکه دید ا/ت آروم چشماشو باز میکن...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "14" "ویو جئون آنجلینا" ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط