{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پیرمرد پرسیدن چرا ناراحتی؟

از پیرمرد پرسیدن چرا ناراحتی؟
گفت جا سیگاری ام شکست!
گفتند مگر چقدر قیمت داشت؟
گفت به قیمتش نیست..
تمامِ جوانی ام را در آن سوزانده بودم...
.
دیدگاه ها (۱)

بـوســـہ ام نثار تو " مــــــــادر " ڪہ...

اگر دیدی کسی به قله ای رسیده استاینطور نبوده که ناگهان به قل...

امروز و هر روزتون سرشار از عشق و ارامش روز و روزگار...

شادی عطری ‌ست که بایدآنرا به خود زدتادیگران هم از بوی آنبهره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط