{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گزارش مشرق حدود ساعت بامداد سوم بهمن پسر جوان پیکر

گزارش مشرق، حدود ساعت ۴ بامداد سوم بهمن ۲ پسر جوان، پیکر نیمه جان دختری را که برخی از استخوان هایش نیز شسکته بود با کمک یکدیگر روی دست گرفتند و با زحمت زیاد به درمانگاه فدک رساندند اما آن ها لحظاتی بعد درحالی از مرکز درمانی گریختند که پیکر دختر مذکور به دلیل شدت وخامت حالش به بیمارستان رضوی منتقل شد؛ اما طولی نکشید که مرگ دختر جوان در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب گروهی از ماموران کلانتری معراج مشهد با هدایت سرگرد فعال(رئیس کلانتری) عازم مرکز درمانی شدند و به تحقیق دراین باره پرداختند.
عقربه های ساعت حدود ۱۴ بعدازظهر را نشان می داد که مراتب به قاضی ویژه قتل عمد مشهد گزارش شد و قاضی دکتر صادق صفری نیز تحقیقات قضایی را آغاز کرد. بررسی دوربین‌های مداربسته در مرکز درمانی فدک هویت دو پسر جوان را فاش کرد که دختر مذکور را روی دست گرفته بودند. هنوز چند ساعت از این ماجرا سپری نشده بود که نیروی انتظامی «فرهاد» را در بولوار شاهنامه به دام انداختند و تلاش ها برای دستگیری «رضا» جوان دیگر همراه وی ادامه یافت تا این که روز گذشته «رضا» نیز خود را به کلانتری معرفی کرد و تحت بازجویی قرار گرفت. وی گفت: من با دختری به نام مهشید ارتباط عاشقانه داشتم که دوست دختری به نام«شیرین» بود. «شیرین» از دوست پسر قبلی خود جدا شده و به همین خاطر تالمات روحی داشت ولی با یکی از دوستان من به نام «فرهاد» ارتباط داشت.
روز حادثه من و «فرهاد» تصمیم گرفتیم تا ساعاتی را با دوستانمان بگذرانیم. این گونه بود که هر۴ نفری به یک کافه زیرزمینی رفتیم و قلیان کشیدیم. حدود یک ساعت بعد «مهشید» از من خواست او را به منزلشان برسانم! من هم با موتورسیکلت او را رساندم و به کافه بازگشتم. قبل از آن یک سوئیت را در طبقه دوم ساختمانی در حاشیه خیابان به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان اجار ه کردیم تا شب را دور هم باشیم. مقداری هم مشروبات الکلی به همراه داشتیم که کلید را از مالک ساختمان گرفتیم و بساط مشروب خوری را پهن کردیم اما چون «شیرین» به خاطر شکست های عشقی قرص هم مصرف می کرد ما سعی می کردیم که نگذاریم او مشروب بیشتری بنوشد! ولی در یک لحظه او پنجره سوئیت را باز کرد. ابتدا فکر کردیم به خاطر مصرف مشروب حال جسمی خوبی ندارد ولی ناگهان خود را پایین انداخت و ما که وحشت زده بودیم سراسیمه به داخل خیابان رفتیم و او را روی دستمان گرفتیم تا به مرکز درمانی بردیم!
دیدگاه ها (۰)

🎥 ببینید | آیا فکر کردن به فحشاء هم گناهه⁉️🤔 اصن فکرشم نکن.....

عملیات تروریستی و خرابکاری در یک کارخانه صنایع مهم وزارت دفا...

ما انسان ها هر چقدر ثروتمندتر باشیم و رفاه اقتصادی بیشتری دا...

تصاویری عجیب از شهر مکه نزدیک به حرم شریف...عجب کشوری ساخته ...

Part 1

📗 عموی بابا عموی بابا که مُرد وسط یک مهمانی خانوادگی داشتیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط