{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید

بخونید
در باور من، ریشه زدی، رحم نکردی
هی زخم بر اندیشه زدی، رحم نکردی

تا خواست نهالم ثمری از تو بگیرد
هی تیشه زدی، تیشه زدی، رحم نکردی

یک باغچه از خاطره ها سهم دلم بود
در خاطر من، بیشه زدی، رحم نکردی

آهوی پریشان شده دشت تو بودم
صیاد شدی، گیشه زدی، رحم نکردی

اکنون که دلم دست تو افتاده چه کردی؟!!!
هی سنگ بر این شیشه زدی، رحم نکردی
دیدگاه ها (۱)

امشب راتو برایم نقاشی کن🎨 تو رنگ بزن به خیالممیدانم که زیبا ...

به اندازه تک تک گلبرگ هایدنیاشادمانیبرایتان آرزومیکنممیدانم ...

عزیزا کاسهٔ چشمم سرایتمیان هردو چشمم جای پایتاز آن ترسم که غ...

لطفا بخونید متن را ممنون😦 به رابطه های نصف و نیمه‌تان هی چنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط