{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مهربانترین گره ی روزگار من

ای مهربانترین گره ی روزگار من
غربت نشین گم شده در شام تار من

تا مرز لحظه های پر از شبهه می برد
سرمای دستهای تو از دل، قرار من

حالا که دور میشوی و دورتر عزیز
دستی تکان بده گل ایل و تبار من!

چون پنجره که نیمه گشوده ست رو به باد
پاییز ،وامدار شد از حال زار من

با اینهمه تفاوت و غم ،دوست دارمت
ای بانی طراوت سبز بهار من
دیدگاه ها (۱)

ای مهربانترین گره ی روزگار من غربت نشین گم شده در شام تار من...

# داستان#نظرامروز من و این قابِ پر از تردید و بهت ، به شکل ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در دل تنگم خموشی میکند انبار حرف...مح...

#پائیز #ویسگون#کلیپ_ویسگون #کلیپ #حرف_حساب #حرف_حق #لایک_فال...

هواللهم، اقتلع ذواتي الوهمية هذه، وقوِّ ذاتي الإلهية وعظِّمه...

امام على عليه السلام:آرامش، نشانه خردمندى استالسَّكينَةُ عُن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿جفا از سر گرفتی یاد می‌دارنکردی آن چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط