{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلم جز دل من محرم اسرار نبود

با دلم جز دل من محرم اسرار نبود
هيچ كس غير خودم با دلِ من يار نبود

كارواني است جهان،مي رودو مي گذرد
پاي من كاش در اين ورطه گرفتار نبود

گم شدم در شر وشورهمه ي حادثه ها
كاشكي راه دلم اينهمه دشوار نبود

من زخود بي خبرم ،كاش حديث دل من
شهره ي شهر، به هر كوچه و بازار نبود

دلم از دست دلم، سخت به تنگ آمده است
كاش در سينه ي من، اين دل بيمار نبود

خسته ام من زغزل هاي پر از رنج ملال
از غزل دفتر من كاش تل انبار نبود

فاطمه_لشکری
دیدگاه ها (۱۸)

حال من مانند ساطوریست بعد از خود زنی مثل انسانی گرسنه در جها...

به دل دارم هزاران من حکایتفلک لعنت به تو ، دارم شکایتچنان چ...

میگذره اما.... فقط میگذره

قلم بنویس دردم را ، هوای قلب سردم رابگو با آینه آرام ، دلیل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط