{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست لبها تو هستم که مرا لبرز

مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزى
به رگم تازه تر از صبح , غزل مى ريزى

تب لبهاى تو تند است , شبيه فلفل
فلفلى سرخ تر از تاب و تب پاييزى

هر کجا مى روى انگار ندارى باکى
که از اين سلسله ى درد نمى پرهيزى

مولوی میچکد از سطر غزلها تا تو
ماه شبهای پریشان شده ی تبریزی

من زنم مثل پرى تو ملک درگاهى
که در اين خلقت يک دست , شگفت انگيزى

من شدم همدم تنهايى تو اما تو
ساکت و سردتر از قهوه ى روى میریزی
دیدگاه ها (۴)

🎶💔🐟🌊🎵

🌸الـهی تـا جهان بـاشد🍃به شادی درجهان بگشاید🌸الـهی از همه غـم...

📽 زنجیره انسانی بر روی پل سفید اهوازدر اقدامی نمادین و با هد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط