{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
فکر میکردم فقط زنبورها
نیش میزنند
بزرگ که شدم
دیدم شنیدم رفتم آمدم
و یاد گرفتم
آدمها هم نیش می زنند!
هر چقدر صمیمی تر و
عزیز تر
نیششان سمی تر...
دیدگاه ها (۲)

ای لبانـــم بــــوسه گاه بوسه‌ات،خیــره چشمانــم به راه بوس...

رویای شمال و نم نم اول صبح، یک کلبه و عطر مریم اول صبح،من هی...

محبت ها هیچوقتهدر نمیشنمحبت اونقدر میچرخهتا یه روزی یه جاییک...

با چوب پوسیده نمیشود قایق وکشتی ساخت؛همانطور که با افکار پوس...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

بچه بودم فکر میکردم بدترین تکلیف دنیا ریاضیه، تا اینکه بزرگ ...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط