{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محبوب من!

محبوب من!
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند
که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم
الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم
و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم
و قربان صدقه ی هم برویم
ما در قطاری هستیم که نمی دانیم کجا می رود
کدام ایستگاه پیاده می شویم
به جای غصه خوردن بهتر است
با هم برویم در بوفه ی قطار بنشینیم
و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم...

محمد_صالح_علاء
#خاص
دیدگاه ها (۳)

صبحتون سرشار از عشق و امیدطعم لحظه هاتون عسلشادیاتون جاودانل...

وقتی زنی عطر میزنددامن گلدار می پوشدچشم در چشم آینه میخنددوق...

#جذاب

من از تمام این دنیاعشق می‌خواهم وُ مستی شعرگل‌های شمعدانی پش...

«اگه دیدی سوار قطاری شدی کهمسیرش مال تو نیست، همون اولین ایس...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁶صبح روز چهارم...بعد از ساعت‌ها پیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط