پارت1
پارت1
مائومائو: پدر مریض شده بود و باید براش دارو بیارم و خوب این خیلی بده وای خدااااااااا
از خونه رفتم بیرون و به کاخ رسیدم جایی که ازش متنفرم اونجا یه مرد که نه به جواجه جذاب هست 🤢 حالم بد میشه وقتی میبینمش
از زبان جینشی ساما
جینشی:دیدم داروساز مورد علاقم داره میاد خیلی خوشگل تر از اون حرفاس با لباس معمولی و موهای سبز رنگ ولی همه فکر میکنن اون زشت هست و خوب این تو موخه دوست دارم ببینم اون تو مهمونی شبانه که برای هم نشینا تدارک دیده شده چه لباسی میپوشه دیدم داره با تمام سرعت میاد سمت من گفت: قربان داروخانه مخفی کجاس!!!! گفتم نه نمیدونم ککمکی و بعد تشکر کرد و رفت این دختر عالیه مهمونی فردا............... هه هه هه هه تو خوماری نمیزارمتون
مائومائو: پدر مریض شده بود و باید براش دارو بیارم و خوب این خیلی بده وای خدااااااااا
از خونه رفتم بیرون و به کاخ رسیدم جایی که ازش متنفرم اونجا یه مرد که نه به جواجه جذاب هست 🤢 حالم بد میشه وقتی میبینمش
از زبان جینشی ساما
جینشی:دیدم داروساز مورد علاقم داره میاد خیلی خوشگل تر از اون حرفاس با لباس معمولی و موهای سبز رنگ ولی همه فکر میکنن اون زشت هست و خوب این تو موخه دوست دارم ببینم اون تو مهمونی شبانه که برای هم نشینا تدارک دیده شده چه لباسی میپوشه دیدم داره با تمام سرعت میاد سمت من گفت: قربان داروخانه مخفی کجاس!!!! گفتم نه نمیدونم ککمکی و بعد تشکر کرد و رفت این دختر عالیه مهمونی فردا............... هه هه هه هه تو خوماری نمیزارمتون
- ۴۹
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط