{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرآن را می بندم.....

قرآن را می بندم.....
حافظ را باز می کنم،حافظ را می بندم....
فنجان قهوه ام را برمی گردانم.
فنجان
را کنار می گذارم
ورق ها را ردیف می کنم....
یکی از این ها باید قول تو را به من بدهد
دیدگاه ها (۱)

من بارور شدم به عشقو بی آنکه انتظاری بکشم با هر دیدارتیک دفت...

خدایا...می دانم این روزها از دستم خسته ای...کمی صبر کن, خوب ...

قلبم ایستادبه تماشایرفتنت................

چه کسی خواهد دیدمردنم را بی تو ؟بی تو مردم ، مردمگاه می اندی...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط