{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر زمان بیکس شدی تنها شدی یادم بکن

هر زمان بیکس شدی تنها شدی یادم بکن
هر زمان هم خانه با غمها شدی یادم بکن

روشنی هایت که هیچ اما اگر روزی عزیز
خسته از تاریکی و شبها شدی یادم بکن

من که امشب میروم فردا دگر پیشت نی ام
گر شبی در حسرت فردا شدی یادم بکن

مانده در گوشم که گفتی کل دنیایت شدم !
هر زمان بیزار از این دنیا شدی یادم بکن

پیش او حالا نشستی گر زمانی همچو من
گفت عزیز دل عجب زیبا شدی یادم بکن

بوسه هایم رفته طعمش از لبت اما اگر
بوسه ای زد مستِ از لبها شدی یادم بکن

مرده ام از دوریت حالا به خاکم خفته ام
گر تو روزی عابر اینجا شدی یادم بکن
دیدگاه ها (۳)

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به ...

نازکن؛ عیبی ندارد؛نازنین تر می شوی...با غم این روزهای من عجی...

ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ ﻧﮑﻦﻣﻦ ﻣـــﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ...

شور دیدار تو اگر شعله به دل‌ها بکشدرود را از جگر کوه به دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط