{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح یک روز من از پیش خود خواهم رفت

صبح یک روز من از پیش خود خواهم رفت
بی خبر و با دل درویش خواهم رفت
می‌روم تا در میخانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم آنچه‌نبایست کنم
بی‌خیال همه‌کس باشم و دریا باشم
دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم
آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود
ساقیا در بدنم نیست توان جام بده
گور بابای هردو جهان جام بده
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من الکلی عادت بکند
دیدگاه ها (۲)

میروم تا در میخانه کمی مست کنمجرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم...

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفتبی خبر با دل درویش خودم خ...

می روم تا در میخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم آنچه نبایست ک...

می روم تا در میخانه کمی مست کنم... ...... جرعه بالا ...

می روم تا در میخانه کمی مست کنم .جرعه بالا بزنم آنچه نبایست ...

می روم تا در میخانه کمی مست کنم .جرعه بالا بزنم آنچه نبایست ...

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفتبی خبر با دل درویش خودم خ...

.. میروم تا درمیخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم، آنچه نبایس...

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفت/ بی خبر با دل درویش خودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط