استادجدیدجذاب
#استاد_جدید_جذاب
پارت 2
ویو ات:
زنگ ریاضی تموم شد و منم یکم نفس راحتی کشیدم و سرم رو روی نیمکت گذاشتم و چشام رو بستم که یهو یوری و دوست پسرش ته هو و بورام روم سطل آب رو خالی کردن منم یکم ترسیدم و بلند شدم همه جام خیس بود به لباسام نگاه کردم و بعد به یوری بیریخت نگاه کردم که دیدم ریسا و جیمین و تهیونگ اومدن تهیونگ که منو اونطوری دید یه چک به تهو زد و ریسا موهای یوری رو کشید .جیمین اومد سمتم و کنش رو انداخت روم و منو برد بیرون از کلاس
(علامت ات + . جیمین_ . ریسا« .تهیونگ #)
+ج...ج... جیمین
_ات یکم آروم باش عزیزم الان میریم بیش معاون باشه آروم باش
ویو ات:
جیمین منو برد پیش معاون و همه چیو از سیر تا پیاز گفت
(علامت معاون ÷)
÷ات دخترم چی شد که اونطوری شد ؟
+نمیدونم اون دیونه ها یه دفعه روم آب ریختن الان من چیکار کنم [گریه]
÷ات عزیزم گریه نکن الان برم برات لباس بیام باشه؟
+اوهوم باشه ممنون [بغض]
ویو جیمین:
بعد از اینکه ات گریه کرد دلم گرفت ناراحت شدم چون ات بهترین دوستم بود و همم برام مثل خواهر بود
_ات
+......😔
_اتم عزیزم اجی ؟
+....[گریه]
_ات؟داری گریه می کنی عزیزم ؟
+جیمین من الان چیکار کنم همه جام خیسه
+از یه طرف الان کلاس شروع شده از یه طرف عصبیم
_ات عزیزم گریه نکن من برم به معلم بگم چیز خاصی نیس درسمون امروز هنره نگران نباش اوکی ؟
+آهوم باشه جیمین
_خواهش میکنم الان من میرم به معلم میگم و میام پیشت باشه بیبی؟
_او معذرت میخوام باشه عزیزم؟
+(از کارش خندم گرفت) باشه برو اشکال نداره
ویو جیمین:
از اتاق معاون اومدم بیرون و رفتم کلاس
و جریان رو تو گوش معلم گفتم و........
پایان پارت 2
شرط:✨
بازنشر 2،کامنت 5، لایک 7 ((بای تا پارت بعد 👋🏻♥🫀))
پارت 2
ویو ات:
زنگ ریاضی تموم شد و منم یکم نفس راحتی کشیدم و سرم رو روی نیمکت گذاشتم و چشام رو بستم که یهو یوری و دوست پسرش ته هو و بورام روم سطل آب رو خالی کردن منم یکم ترسیدم و بلند شدم همه جام خیس بود به لباسام نگاه کردم و بعد به یوری بیریخت نگاه کردم که دیدم ریسا و جیمین و تهیونگ اومدن تهیونگ که منو اونطوری دید یه چک به تهو زد و ریسا موهای یوری رو کشید .جیمین اومد سمتم و کنش رو انداخت روم و منو برد بیرون از کلاس
(علامت ات + . جیمین_ . ریسا« .تهیونگ #)
+ج...ج... جیمین
_ات یکم آروم باش عزیزم الان میریم بیش معاون باشه آروم باش
ویو ات:
جیمین منو برد پیش معاون و همه چیو از سیر تا پیاز گفت
(علامت معاون ÷)
÷ات دخترم چی شد که اونطوری شد ؟
+نمیدونم اون دیونه ها یه دفعه روم آب ریختن الان من چیکار کنم [گریه]
÷ات عزیزم گریه نکن الان برم برات لباس بیام باشه؟
+اوهوم باشه ممنون [بغض]
ویو جیمین:
بعد از اینکه ات گریه کرد دلم گرفت ناراحت شدم چون ات بهترین دوستم بود و همم برام مثل خواهر بود
_ات
+......😔
_اتم عزیزم اجی ؟
+....[گریه]
_ات؟داری گریه می کنی عزیزم ؟
+جیمین من الان چیکار کنم همه جام خیسه
+از یه طرف الان کلاس شروع شده از یه طرف عصبیم
_ات عزیزم گریه نکن من برم به معلم بگم چیز خاصی نیس درسمون امروز هنره نگران نباش اوکی ؟
+آهوم باشه جیمین
_خواهش میکنم الان من میرم به معلم میگم و میام پیشت باشه بیبی؟
_او معذرت میخوام باشه عزیزم؟
+(از کارش خندم گرفت) باشه برو اشکال نداره
ویو جیمین:
از اتاق معاون اومدم بیرون و رفتم کلاس
و جریان رو تو گوش معلم گفتم و........
پایان پارت 2
شرط:✨
بازنشر 2،کامنت 5، لایک 7 ((بای تا پارت بعد 👋🏻♥🫀))
- ۹.۵k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط