{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی رد می شدیم

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی رد می شدیم
🔹 دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد!

🔸 همانطور که دور میشدیم به دوستم گفتم:"چه مرد عبوس و ترشرویی بود"

🔹 دوستم گفت او همیشه این طور است!

🔸 پرسیدم پس چرا تو به او احترام می گذاری؟!

🔺 دوستم با تعجب گفت"چرا باید به او اجازه دهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!


🔅 امیرالمومنین علیه السلام:
خودتان را بر خوش اخلاقی تمرین و ریاضت دهید، زیرا که بنده مسلمان با خوش اخلاقی خود به درجه روزه گیر شب زنده دار می رسد.

📚 تحف العقول ص 111
‏
✅ تنها کانال رسمی استاد رائفی پور و جنبش مصاف
http://T.me/joinchat/AAAAADwiIiTk_fhNgzD4nQ
دیدگاه ها (۳)

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی ، رد می شدیم ،دوستم ...

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم روز...

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی. رد می شدیم دوستم رو...

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم روز...

🌷 🌷 🌷 روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی. رد می شدیم دو...

روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی. رد می شدیم دوستم رو...

🔅 امام باقر علیه السلام :🔹 سخن طیب و پاکیزه را از هر که گف...

روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم دوستم ...

روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم؛ دوستم...

love you =>>S.S.Z.N @maloosak.zروزی با دوستم از کنار یک دکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط