صبح با راز و نیایش
صبح با راز و نیایش
امروز من به ماجراهای خوشایندی که در طی روز برایم به وقوع میپیوندد،
خداجون ...
بی همتای عاشق...
سرچشمه عشق...
امروز تو را سپاس میگویم که مرا در کارگاه زندگی بی آموزگار رها نکردی، صبر را از درخت آموختم، تمام زمستان ، سرما و خمودی را تاب آورد تا بهار دیگر بدرخشد، این پاداش صبرش بود.
تلاش را از شکوفه آموختم آنهنگام که پوسته سخت درخت را شکافت تا جلوه ای تازه نمایش دهدو این نتیجه تلاش بی وقفه اش بود.
امید را از پرنده مهاجر آموختم که چه ساده کاشانه خود را تنها با یک " امید"رها کرده و کوچ میکند
امروز میخواهم رستن و شکوفایی و زیستن را از طبیعت بیاموزم
امروز من به ماجراهای خوشایندی که در طی روز برایم به وقوع میپیوندد،
خداجون ...
بی همتای عاشق...
سرچشمه عشق...
امروز تو را سپاس میگویم که مرا در کارگاه زندگی بی آموزگار رها نکردی، صبر را از درخت آموختم، تمام زمستان ، سرما و خمودی را تاب آورد تا بهار دیگر بدرخشد، این پاداش صبرش بود.
تلاش را از شکوفه آموختم آنهنگام که پوسته سخت درخت را شکافت تا جلوه ای تازه نمایش دهدو این نتیجه تلاش بی وقفه اش بود.
امید را از پرنده مهاجر آموختم که چه ساده کاشانه خود را تنها با یک " امید"رها کرده و کوچ میکند
امروز میخواهم رستن و شکوفایی و زیستن را از طبیعت بیاموزم
- ۳۳۳
- ۲۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط