{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک مصرع جدید و خودکار و کاغذ ومن

یک مصرع جدید و خودکار و کاغذ ومن
با تو به خواب رفتم شبهای امتحانم

تاچادر سیاهت رقصی به باد میکرد
با یک نگاه می داد برباد دودمانم
دیدگاه ها (۶)

پاڪ ڪن اشڪ مرا باچادرت بانوےمن هرزمان دیدم تورا ناگاه چشمم ت...

نیشخندی زد و گفت: مگر این معشوقه دلبری می داند؟ مگر این چاد...

بچه ها یچیزی

خاطرات ایمیلیا

ویو آتبه دختره چشم غره ای رفتم +برو بیرون.د.ک:ولی جونگکوک شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط