{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟
 
زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن

بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن
 
وای بر من که در این بازی بی سود و زیان
پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکن
 
باز با گریه به آغوش تو بر می گردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
 
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
دیدگاه ها (۹۸)

ياران عبث نصيحت بی‌حاصلم كنيدديوانه‌ام من عقل ندارم ولم كنيد...

عشق رسوايی محض است كه حاشا نشودعاشقی با اگر و شايد و اما نشو...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

عشق! ای شوکت دیرین فراموش شده!خوش قد و قامتم! ای آتش خاموش ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط