{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


وَقتی خُدا میخواست تو را بسازد،
چه حال خوشی داشت..
چه حوصله‌ای..
این موها ، این چَشم‌ها..
خودت می‌فهمی..؟
من هَمه‌ی این‌ها را دوست دارَم..
دیدگاه ها (۱)

‌تمام پنجره ی من خیالِ او شده بود...

‌خُرم آن روزکه من بوسه شمارَم ز لبت...

‌مشو نومید از دشنامِ دلدارکه بعدِ رنجِ روزه، روز عیدست

‌دوست داشتن توفتوایِ دل است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط