{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم



از آن روزی که اربابم شود بیمار میترسم



رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند



من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم



همه گویند این جمعه بیا ! اما درنگی کن



از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم ...
دیدگاه ها (۵)

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسماز آن روزی که اربابم شود...

"من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم""از آن روزی که اربابم ...

اللهم عجل لوليك الفرجمن از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم از...

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم از آن روزی که اربابم شو...

مـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم !از آن رو...

من از اَشکی که میریزد ز چشم یار میترسم/از آن روزی که اَربابم...

مـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم از آن روزی...

MªryªMمـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم از آ...

مـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم از آن روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط