{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شهید_مدافع_حرم #میثم_نجفی

#شهید_مدافع_حرم #میثم_نجفی

#محمد_نجفی یک کارگر ساختمان است. اما خلوص و ایمانش به قدری بود که توانست فرزندی تربیت کند که یک #شهید راه اسلام باشد. فرزند برومند او که شاهد لحظه به لحظه بزرگ شدنش بود، در #سوریه به صف #شهدا پیوست. بعد از شهادتش بود که دوستانش زمزمه می‌کردند: "میثم تمار علی... مدافع دخت نبی"

#میثم از وقتی توانسته بود ظرف گچ را بلند کند، همراه پدر به کار بنایی مشغول شد و به اندازه ای پول #حلال برایش مهم بود که اگر حین کار کمی استراحت می کرد و چای می خورد، به بابا می گفت:«آقا، یک ساعت، اضافه کار کنیم تا این بنده خدا از کار ما راضی باشد».
بعد از گرفتن دیپلم، وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و به عنوان #تکاور به کشورش خدمت کرد ولی هیچ گاه از درجه ای که داشت، نامی نبرد، چرا که معتقد بود درجه را باید #خدا بدهد و خدا بالاترین درجه را به او هدیه کرد.

#میثم 27 ساله که تنها فرزندش که هنوز به دنیا نیامده بود را به حضرت زینب(س) سپرد و عاشقانه و داوطلبانه برای دفاع از حرمش داوطلبانه به #سوریه رفت که 12 آذرماه، همزمان با اربعین امام حسین(ع) به دست نیروهای تکفیری و تروریستی به شهادت رسید و 17 روز بعد، #حلمایی که خودش این اسم را برای او انتخاب کرده بود، به دنیا آمد.

#فکر_نو #بسیج #بسیجیان #سپاه #پاسدار #شهید #مدافعان_حرم #مدافع_حرم #کلنا_عباسک_یا_زینب
دیدگاه ها (۱)

#پدر شهید #میثم_نجفی می گوید: یک بار به او گفتم: خود مردم #س...

با اذن رهبرم از جانم بگذرمدر راه این حرم در راه یارسرنوشت مق...

با یاد دمشق غرق غم می باشمدر بین همین نوحه و دم می باشمبا پر...

پرواز پرستویی دیگر ...اینبار حضرت زینب س خریدار دو تن از جوا...

سردار شهید قاسم سلیمانی یکبار خاطره‌ای از شهید مصطفی صدرزاده...

سردار شهید قاسم سلیمانی یکبار خاطره‌ای از شهید مصطفی صدرزاده...

شهیدان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط