نوری به زمین فرود آمد
نوری به زمین فرود آمد
دو جا پا بر شنهای بیابان دیدم
از کجا آمده بود ؟
به کجا میرفت ؟
تنها دو جا پا دیده میشد
شاید خطایی پا به زمین نهاده
بود
ناگهان جا پاها به راه افتادند
روشنی همراهشان میخزید
جا پاها گم شدند
خود را از روبرو تماشا کردم
گودالی از مرگ پر شده بود
و من در مرده خود به راه افتادم
ی پایم را ازراه دوری میشنیدم
شاید از بیابانی میگذشتم
انتظاری گمشده با من بود
ناگهان نوری در مردهام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم
دو جا پا هستی ام را پر کرد
از کجا آمده بود؟
به کجا میرفت ؟
تنها دو جا پا دیده میشد
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود
#سهراب_سپهری
دو جا پا بر شنهای بیابان دیدم
از کجا آمده بود ؟
به کجا میرفت ؟
تنها دو جا پا دیده میشد
شاید خطایی پا به زمین نهاده
بود
ناگهان جا پاها به راه افتادند
روشنی همراهشان میخزید
جا پاها گم شدند
خود را از روبرو تماشا کردم
گودالی از مرگ پر شده بود
و من در مرده خود به راه افتادم
ی پایم را ازراه دوری میشنیدم
شاید از بیابانی میگذشتم
انتظاری گمشده با من بود
ناگهان نوری در مردهام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم
دو جا پا هستی ام را پر کرد
از کجا آمده بود؟
به کجا میرفت ؟
تنها دو جا پا دیده میشد
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود
#سهراب_سپهری
- ۱۷۲
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط