{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر اغاز راهی بودم که مقصدی نامعلوم داشت

سر اغاز راهی بودم که مقصدی نامعلوم داشت :)
خیابونی پوشیده از ترس و دوشیده از عشق :)
سر انجام حالی بودم که اینده ای نامشروط داشت
و من چه بی پروا در پی پروانه شدن و چه بی بال و دیوانه شدن در پی پرواز :)
دیدگاه ها (۵)

عیدتون مبارک دیگه چیزی به تحویل سال نمونده ارزوی خوشبختی سلا...

دوست دارم باشه

چشای توعه :)⚖⛓🩸

چرا ان فالو میکنین از ادم بک میخوام بعدشفالو میکنین فرداش ان...

#داستان_کوتاه_آموزنده جنازه ای که زنده شد❗️حاج حسین گنابادی ...

ᴘᴀʀᴛ33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط