{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 3

پارت 3
~~~~
چند دقیقه نشستیم تا غذامون آماده شد . قبل از اینکه غذا آماده شه یکم با دوست دختر باجی سان
صحبت کردم که یادم اومد اسمشونو نپرسیدم
گفتم
چیفویو:ببخشید اسمتون چیه؟
ا/ت:-خنده ریز - مشکلی نیست من ا/ت هستم
چیفویو: چه اسم زیبایی
باجی : من معنیشو بیشتر دوست دارم .
پس باجی سان معنیه اسم ا/ت خیلی دوست داره .یعنی معنی اسمش چیه؟
چیفویو:باجی سان ؟!
باجی: بله !
چیفویو: معنی اسمشونو میدونید؟
باجی : اوهم. یعنی ___(معنی اسمتون_)
چیفویو: معنی اسمتون خیلی قشنگیه
ا/ت : ممنونم (با لبخند)

ویو باجی

خیلی خوشحالم که ا/ت با چیفویو تونسته دوست بشه . انتظار داشتم از هم بدشون بیاد ولی خیلی عالی شد . داشتم با خودم صحبت میکردم دیدم که نوبته غذا ما هستش.
داشتم میرفتم غذا رو بگیرم که ا/ت گفت
ا/ت : باجی کجا میری؟
باجی : دارم میرم غذا رو بگیرم
چیفویو: کمکتون کنم
باجی : نه خودم میارم . شما به صحبتتون ادامه بدید(لبخند)
بلند شدم که برم غذا رو بگیرم.

____

پایان پارت 3
دیدگاه ها (۰)

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه حمایت کنید قراره سناریو از مای...

ببخشید بچه ها من یه مشکلی برام پیش اومده نتونستم پارت بدم .و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط