{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که

سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که یهو یه چیزی توجهش رو جلب میکنه. می شنوه که یه شخص داره های های داد میزنه و گریه میکنه…..
میره جلو تر و میبینه که تو میدون شهر هیچ کاسبی نمونده به جز یه یخ فروش که داره داد میزنه: که های مردم بیایید یخ های منو بخرین،این همه سرمایه ی منه، سرمایه ام داره آب میشه و از بین میره…
وقتی سید اون صحنه رو میبینه همه یخ های اون مرد رو میخره و خودش هم میشینه کنار دست اون مرد یخ فروش شروع میکنه به گریه کردن…
مرد یخ فروش میپرسه شما چرا گریه میکنی؟
سید میگه تو با این کارت چه درسی به من سید مهدی دادی….. تو یخ هات داشت آب میشد این همه داد زدی گریه کردی….. من چیکار کنم که عمرم آب شد...…
#حضرت_ماه
#امام_خامنه_ای
#عمر
#یخ_فروش
#جوان
#سید_مهدی_قوام
دیدگاه ها (۱)

من دیدم فرمانده نیروی زمینی ارتش و فرمانده کل ارتش موقع صحبت...

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

*من یه گربه ام به اسم میتسوری*#پارت‌۳حالا دیگه میتسوری خیلی ...

#گابلینپارت 21هیونجین چونه فلیکس رو میگیره ♡: خودت خوب میدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط