{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین بار

اولین بار

که بخواهم بگویم دوستت دارم، خیلی سخت است!

تب می‌کنم، عرق می‌کنم، می‌لَرزم جان می‌دهم.

هزار بار،

می‌میرم و زنده می‌شوم پیش چشمهای تو

تا بگویم دوستت دارم.

اولین بار

که بخواهم بگویم دوستت دارم، خیلی سخت است!

امّا

آخرین بار آن از همیشه سخت‌تر است

و امروز می‌خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم

و بعد راهم را بگیرم و بروم

چون تازه فهمیدم،

تو هرگز دوستم نداشتی!

 

از شل سیلور استاین

ترجمه یغما گلرویی
دیدگاه ها (۲۱)

فایده ی این عکس ها چیست اگر صدای در شنیده نشوداگر تو کفش های...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

آیا من سزاوار بودمتمام خیابان رادر باران برومو در انتهای خیا...

سال،نو می شودو یادت،یکسال کهنه تر..هرچه بیشتر می گذرد این شر...

شاملو نیستمتا آنچنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه در فرا...

🥟 : من همین الان اولین قهوه‌ام را درست کردم. فکر می‌کنم در آ...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط