{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خون نشسته ام از جان ستانی ِ دل ِ خویش.

به خون نشسته ام از جان ستانی ِ دل ِ خویش.
دیدگاه ها (۰)

چه گونه شرح دهم عمقِ خستگی ها را

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی..

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

سبک بالان عاشق

🖤🖤در رفتن جان از بدنروح روانم میرودخداحافظ ای داغ بر دل نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط